محمد تقي جعفري
24
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
معلومات رسمى و حرفهاى دست نمىدهد ، جويندگان بايستى از رهبران راه حق و حقيقت نفسى بگيرند و آنها را بچشند و بدانند كه اين موها كه مىبينند پيچشهاى شگفت انگيزى دارد و اين قطره ها كه مىبينند درياهاى متلاطمى در آنها وجود دارد ، مگر نه اين است كه همين ذرهء ناچيز را اگر بشكافيم خورشيدى در ميان آن خواهيم ديد ؟ ولى سنت جهان بر اين جارى شده است كه رهروان با مجاهدت مىتوانند اين نغمه هاى آسمانى و اين سروشهاى غيبى را در درون خود ايجاد نمايند . آرى در اين مورد نيز نقش رهبران حقيقى اساسىترين عامل شنوندگى ترانه هاى روحانى خواهد بود . گر چه هم نغمهء پرى زين عالم است نغمهء دل برتر از هر دو دم است انس و جن با محيطهاى گوناگون در همين جهان زندگى مىكنند از آن جهت كه غير از خداوند هر چه كه از موجودات تصور شود بالاخره ممكن الوجودند ، لذا در هر محيطى هم كه از جهان زندگى كنند بالاخره از نظر هويت مخصوص به خود در عالم ربوبيت نخواهند بود . اگر چه به نظر مىآيد نغمه هاى پريان لطيفتر و از سنخ نغمه هاى انسانى نيست ، ولى انسان را كه ما مىشناسيم ، قلبى كه خداوند به او عطا فرموده است نغمه هايى بالاتر و ظريفتر از پريان دارد . دل آدمى موجود بس شگفت انگيز است كه هم ترانه مىنوازد ، هم ترانه را مىشنود . زيرا كه قلب انسانى چنان كه در مباحث بعدى مثنوى خواهد آمد ، جايگاه جلوهء خداونديست و در بارهء فرشتگان و پريان چنين قلبى وجود ندارد ، مخصوصاً قلبى كه توانسته است خود را از سنگلاخهاى طبيعت رهايى داده ، به شاهراه ملكوت رهسپار گردد .